مرتضى مطهرى
195
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عاليترين مفاهيم توحيدى نايل شدهاند و نغزترين گفتارها را به نثر و نظم در اين زمينه انشاء كردهاند ، خداى مجسم و شاخ و بالدار برايش بكشند و بعد هم اصرار كنند كه اين را به عنوان يك آرم ملى بپذير . اگر اين انحطاط نيست ، پس انحطاط چيست ؟ و اگر اين بت پرستى نيست ، پس بت پرستى در دنيا معنى ندارد . چنان كه مىدانيم ايرانيان مسلمان آنجا كه تعبيرات اسلامى را به لغت فارسى ترجمه كردهاند ، كلمهء « اللَّه » را به كلمهء « خدا » ترجمه كردند كه ظاهراً مخفف « خودآى » است يعنى ناآفريده شده . ايرانيان مسلمان كلمهء « اللَّه » را هرگز « اهورامزدا » ترجمه نكردند ، بدين جهت كه كلمهء اهورامزدا در ميان زردشتيان آنقدر مفهوم تجسم پيدا كرده بود كه آن فرزانگان شايسته نديدند آن را ترجمهء كلمهء « اللَّه » قرار دهند . چنان كه مىدانيم يكى از مفاهيم مذهبى در دورهء ساسانى كه ظاهراً مولود سياست ساسانى است « فرّ ايزدى » است . در ابتدا به نظر مىرسد كه اين مفهوم يك مفهوم معنوى و مجرد است ، ولى اندكى مطالعه روشن مىكند كه اين مفهوم نيز جنبهء مادى و جسمانى دارد . آقاى دكتر معين مىنويسد : « طبق مندرجات اوستا « فره » را به صورت مرغ و ارغن ( عقاب - شاهين ) تصور مىكردند . . . جمشيد پس از آن كه به سخن دروغ و ناروا پرداخت ، فر ( پادشاهى ) از او آشكارا به پيكر مرغى بدر رفت . . . در كارنامهء اردشير بابكان « فر » به صورت « بره » معرفى شده است . » « 1 » آقاى دكتر معين سپس داستان گريز اردشير و كنيزك و تعقيب اردوان آن دو را نقل مىكند : « اردوان از هركس سراغ آنها را مىگيرد جواب مىدهند آنها را در فلان نقطه ديديم كه بسرعت مىرفتند و يك « بره » نيز پشت سر آنها در حركت بود . اردوان از موضوع « بره » در شگفت مىشود و از دستور ( روحانى زردشتى ) مىپرسد . او جواب مىدهد كه آن « فره خدايى » ( پادشاهى ) است كه هنوز بهش نرسيده ببايد كه بويسوباريم ( بتازيم ؟ بشتابيم ؟ ) شايد كه پيش
--> ( 1 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، ص 420 .